تبليغاتX
واژیک
ریاست محترم تربیت بدنی استان فارس

با سلام
نظر به اینکه این اداره به خاطر عدم توجه به هیئت کشتی استعفاء خود را از مسئولین هیئت کشتی استان را دارم انشااله با مدیریت جنابعالی در ورزش استان هیئت کشتی را موفق باشد
 
می دانم که تکراری است و خیلی ها آن را خوانده اند اما جدی آدم دردش می آید .
دانش آموزان ما در کنکور سراسری ، گاه باید به سؤالهایی از مبحث ویرایش جواب دهند که بسیار دشوار و دور از ذهن است و آن وقت مسوولان اجرایی  و مدیران ما این گونه می نویسند !
حالا روغن داغ این نوشته خیلی زیاد است اما کمرنگترش را در هر اداره ای می توان خواند و شنید .
 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391  به قلم  فیروزه سودایی |

« زبان روان٬توصیف صادقانه ی دنیای عاطفی شاعر٬ تصویرهای بدیع و تازه٬ غافلگیری هایی شاعرانه (آشنایی زدایی )٬ُ ترکیب و موسیقی شعر و.... بر شکوه و تأثیر شعر صدای پای آب افزوده است »

آنچه خواندید در کتاب زبان و ادبیات فارسی عمومی سال چهارم در معرفی شعر سهراب آمده است . اما منظور از آشنایی زدایی چیست ؟

اکثر کتاب های کمک آموزشی در این زمینه سخنی نگفته اند و به قول معروف در توضیح آشنایی زدایی زیر آبی رفته اند . یکی از کتاب ها ی کمک آموزشی معروف نیز نوشته است که آشنایی زدایی یعنی چیزی بگویی برخلاف حرف هایی که تا کنون زده شده است و به عنوان مثال به غزل "آفتاب وفا" ی خاقانی اشاره کرده است که می گوید:

باد صبا دروغ زن است و تو راستگوی              آنجا به رغم باد صبا می فرستمت

که خاقانی در این شعر برخلاف سایر شعرا بادصبا را پیغامبر نمی داند.

اما آیا مفهوم آشنایی زدایی که به گفته ای اولین بار در ایران دکتر شفیعی کدکنی  مطرح کرده است ٬ به این محدود می شود؟ در این صورت بسیاری از تعبیرات سهراب در این مقوله نمی گنجد چون نگاهی متفاوت با دیگر شاعران ارائه نکرده است.  

در کتاب فرهنگ ادبیات فارسی نوشته محمد شریفی در توضیح این اصطلاح آمده است :

«آشنایی زدایی یا بیگانه سازی در ادبیات و هنر ٬به شگردی اطلاق می گردد که با استفاده از آن ٬ نویسنده یا هنرمند در اثر خود به گونه ای نامعمول به اشیاء و ژدیده ها می نگرد و بدین ترتیب سعی بر آن دارد تا نگاهی نو به اطراف خود بیندازد ....این شگرد اقسام مختلف دارد و اگر چه در دوران معاصر نامی برای خود یافته ٬ از دیر باز مورد استفاده بوده است و در ادبیات فارسی بی سابقه نیست.

در این میان سهراب سپهری فراوان از این شگرد استفاده کرده است و به عنوان مثال می توان به ترکیباتی مثل « هندسه ی دقیق اندوه » یا « سجود سبز محبت» یا این قطعه اشاره کرد:

خانه هاشان پر داوودی بود / چشممان را بستیم / دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش / جیبشان را پر عادت کردیم

....این اصطلاح را نخستین بار " ویکتور شکلوفسکی " منتقد روس ( ۱۸۹۳ تا ۱۹۷۵ میلادی ) و نماینده ی نخستین گروه فرمالیست های روس به کار برد و اعتقاد داشت که اساساْ وظیفه ی هنر ٬ ناآشنا کردن چیزها یا به عبارت دیگر پیچیده کردن چیزها و دور ساختن آنها از حوزه ی عادت و روزمرگی است .»

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391  به قلم  فیروزه سودایی |

در کتاب ادبیات فارسی سال دوم آمده است که اسفندیار هم چون آشیل و بالدر٬ رویین تن بود . درباره آشیل و این که فقط پاشنه پای او آسیب پذیر بود٬ بسیار شنیده ایم  اما درباره بالدر اطلاعات چندانی وجود ندارد.

در کتاب فرهنگ موضوعی اشارات  آمده است: بالدر رب النوع نور و صلح  و زیباترین و درخشانترین و داناترین خدایان در اسطوره های اسکاندیناوی را تنها با گیاه کاولی می توانستند شکست دهند.

در این کتاب درمعرفی  سایر اسطوره های رویین تن به آنتانیوس اشاره شده است که اسطوره یونان و روم باستان بوده و هنگامی آسیب پذیر می شد که با زمین برخورد می کرد.سامسون یا شمشون که راز نیروی جسمانیش از موهایش ناشی می شد و زیگفرید که تنها یک نقطه از پشتش آسیب پذیر بود .

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390  به قلم  فیروزه سودایی |

آیا می دانید که در آزمون سراسری سال ۹۰ تنها یک نفر در گروه آزمایشی علوم تجربی به ۹۰ تا ۱۰۰درصد سوال های درس ادبیات فارسی پاسخ صحیح داده است؟ توجه داشته باشید که در این گروه آزمایشی بیش از ۴۵۰ هزار داوطلب حضور داشتند !

آیا می دانید که در گروه علوم ریاضی و فنی سه سال است که  هیچ داوطلبی به ۱۰۰ درصد سوال ها ی ادبیات  پاسخ صحیح نداده و امسال تنها ۱۰نفر به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد سوال ها پاسخ صحیح داده اند که البته این ۱۰ نفر هم جزو ۱۰۰ نفر اول این گروه آزمایشی نبوده اند . 

آیا می دانید که امسال در گروه علوم انسانی هیچ داوطلبی به ۱۰۰ درصد سوال ها ی ادبیات عمومی  پاسخ صحیح نداده است و تنها ۲ نفر به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد سوال ها پاسخ صحیح داده اند؟ گفتنی است که در گروه هنر نیز تنها یک داوطلب به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد سوال های ادبیات پاسخ صحیح داده و در گروه زبان ها این تعداد ۱۰ نفر بوده است.

جالب این جاست که در گروه های ریاضی ٬ علوم انسانی و زبان ها  ٬ این آمار در بین تمام دروس عمومی و اختصاصی منحصر به فرد است و در گروه علوم تجربی نیز جز زمین شناسی ( اکثر داوطلبان به اسوال های این درس پاسخ نمی دهند چون  ضریب این درس در زیر گروه پزشکی صفر است) بدترین آمار متعلق به ادبیات فارسی است و لی در گروه هنر بعضی از دروس اختصاصی وضعیتی بدتر دارند .

نکته این جاست که ما درباه ی یک درس عجیب و غریب صحبت نمی کنیم ٬ صحبت از زبان و ادبیات فارسی است . صحبت از درسی است که باید برای جوانان ما یکی از شیرین ترین و جذابترین درس ها باشد اما در حال حاضر تبدیل به کابوسی برای بچه های درس خوان شده است. چون نمی دانند چطور از پس سوال های زبان فارسی ٬ املا ٬ یا آرایه های آن بر آیند.

نکته جالبتر این است که در دانشگاه وضع کاملا متفاوت است و در بیشتر دانشگاه ها درس ادبیات عمومی بسیار ساده و سرسری تدریس می شود و حتی رشته ادبیات فارسی هم از این قاعده مستثنی نیست تا جایی که بسیاری از سوال های متون نظم و نثر و دستور  آزمون کارشناسی ارشد ادبیات فارسی  و تعداد قابل توجهی از سوال های عروض و معانی و بیان این آزمون  از سوال های آزمون سراسری ساده تر است . ( دوستان می توانند به کتاب مجموعه سوال های آزمون کارشناسی ارشد ادبیات فارسی که سازمان سنجش آموزش کشور منتشر می کند مراجعه کنند و به حقیقت این گفته پی ببرند.)

*اطلاعات ارائه شده را این جانب از دفتر خدمات ماشینی سازمان سنجش آموزش کشور گرفته ام و کاملا مستند است .

 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390  به قلم  فیروزه سودایی |

شیر حقم نیستم شیر هوا          فعل من بر دین من باشد گوا

چه آرایه ای در این بیت وجود دارد؟

 در بسیاری از کتب کمک آموزشی مانند گاج سبز  ٬ برای این بیت دو تشبیه در نظر گرفته شده است

الف )شیر حقم   و ب)شیر هوا نیستم  : من (مشبه) و شیر هوا ( مشبه به)

در کتاب آرایه های ادبی آمده است که تشبیه آرایه ای است با چهار رکن که در آن مشبه به دارای ویژگی یا صفتی بالاتر از مشبه هست که به این صفت یا ویژگی برتر موجود در مشبه و مشبه به ٬ وجه شبه می گوییم .

سخن این جاست که در تشبیه هایی مثل شیر هوا نیستم وجه شبه چیست؟ و چه اشتراکی بین مشبه و مشبه به وجود دارد ؟ آیا نفی تشابه یا وجود  یک صفت بین دو چیز به معنای تشبیه است؟

آیا ما در کتب آموزش و پرورش چیزی به نام تشبیه منفی داریم؟ و اگر چنین تشبیهی وجود داشته باشدبا تعریف تشبیه در کتاب های درسی هم خوانی دارد؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1390  به قلم  فیروزه سودایی |

پریروز پیش نویس  کتابی که از سوی  سازمان سنجش هر ساله منتشر می شود و به بررسی سوال های کنکور می پردازد ٬ دیدم .

این کتاب را طراحان سوال ها می نویسند و مثلا به تشریح پاسخ صیح می پردازند . در این کتاب درباره سوال ۲۵ گروه تجربی که هیچ توضیحی داده نشده است  و خب البته دلیلی هم برای توضیح دادن نیست که طراحان فهیم و عقل کل چون گفته اند پاسخ گزینه ۴ می شود ٬ باید بشود دیگر!

اما درباره تکواژهای سوال ۱۲ گروه زبان خارجی ٬ طراح محترم "پراکندگی " را دو تکواژ گرفته است . پراکند +گی و اصلا به این که پراکندگی حاصل مصدر است و از سه جزء پراکند٬ ه  و ی تشکیل شده است ٬ اشاره ای نکرده است .

جدی طراحان سازمان سنجش تصور می کنند با چه افرادی سر و کار دارند ؟ آیا فکر نمی کنند کتاب هایی مثل لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین در بین دبیران و دانش آموزان وجود دارد و می توان ریشه کلمات را دید؟

گاهی از این که دبیر ادبیات هستم و باید سوال های مسخره این افراد را بررسی و تحلیل کنم ٬ کلافه می شوم . راستی چرا هیچ درسی به اندازه درس ادبیات هرساله در آزمون سراسری غلط ندارد؟ چرا هیچ کس به فکر نیست؟ چرا استادان محترم ادبیات که بیشتر وقت خود را صرف بحث های بی فایده مسی کنند به فکر این نیستند که با این آزمون های بی سر و ته جوانان ما از اسم ادبیات فارسی نیز بری شده اند ؟

حفظ و صیانت این زبان به دست کیست؟ زبانی که بچه ها با روی ترش و عصبانیت سر کلاسش حاضر می شوند و هر دم می گویند بی قانون ترین و بی حساب ترین درس ما در مدرسه ادبیات است .

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390  به قلم  فیروزه سودایی |

گروه آزمایشی تجربی

*در سؤال ۲۵ گروه علوم تجربی آمده است٬مفهوم بیت :

«ور امروز اندر این منزل تو را جانی زیان آمد      زهی سرمایه و سودا که فردا زان زیان بینی»کدام است؟

۱)شهادت و پاداش فراوان آن در روز قیامت

۲)از خودگذشتگی برای کسب مال و سرمایه ی دنیوی

۳)پذیرش خسارت و خسران ٬ به منظور سود فراوان

۴)تلاش بشسیار برای کسب سرفرازی و عزت در این جهان

تصور می کنید که کدام گزینه پاسخ صحیح این سؤال است؟

گزینه (۱) . گویی طراح محترم تصور کرده است که هر جا سخن از جان میآید منظور شهادت است و ذره ای به مفهوم شعر سنایی و ابیات قبل و بعد آن و مفهوم جان در ادبیات عرفانی کاری نداشته است!

 گروه آزمایشی زبان خارجی

*من هنوز دلیل طرح سؤال تعداد واژه و تکواژ را نفهمیده ام . وقتی خود طراحان سازمان سنجش در این زمینه هماهنگ نیستند چرا باید چنین سؤالی طرح شود ؟ امسال سؤال تعداد تکواژ و واژه ی گروه ریاضی حذف شد در حالی که به نظر منطقی می رسید و سؤال گروه زبان که بدون شک مشکل دارد حذف نشده است . در کل از سال ۸۰ تا کنون هر بار طراحان یک برگ جدید در این زمینه رو می کنند که با نظرشان در سال گذشته متفاوت است و ما هیچ وقت نفهمیدیم در این باره چه به بچه ها بگوییم شاید درستترین کار را همان دبیرانی می کنند که می گویند سوال تعداد واژه و تکواژ را پاسخ ندهید.

یک پیشنهاد: طراحان که می توانند عجیبترین املاهای عالم را طرح کنند که در کتاب هایی چون کلیله و دمنه و مرزبان نامه پیدا می شود ٬ خب به جای این سؤال همیشه بحث انگیز تکواژ و واژه یکی از همان املاهای مردافکن بگذارند و بعد هم بگویند دانش آموز بی سواد است و گرنه سؤال ما منطقی است . این طوری حداقل سؤال غلط نداده اند و سؤالشان نیز به اندازه کافی دشوار خواهد بود .

در سؤال ۱۲ گروه زبان خارجی آمده است: تعداد تکواژها و واژه های عبارت :«شگفتا! به خدا که هماهنگی این مردم در باطل خویش و پراکندگی شما در خق خود ٬ دل را می میراند و اندوه را تازه می گرداند.»

۱)۲۷-۳۶            ۲)۲۸-۳۸                 ۳)۲۷-۳۸                ۴)۲۹-۳۸

تکواژها :شگفت / ا/ به / خدا / که / هم /  اهنگ / ی / نقش نمای اضافه / این / مردم / در / باطل / نقش نمای اضافه / خویش / و / پراکند/ ه / گی / نقش نمای اضافه /  شما / در / حق / نقش نمای اضافه / خود / دل / را / می / میر / ان / د/ و / اندوه / را / تازه / می / گرد/ ان / د

واژه ها : شگفتا/ به/ خدا / که / هماهنگی / نقش نمای اضافه / این / مردم / در / باطل / نقش نمای اضافه / خویش / و / پراکندگی / نقش نمای اضافه / شما / در حق / نقش نمای اضافه / خود / دل / را / می میراند / و / اندوه / را / تازه / می گرداند .

همان طور که می بینید تعداد تکواژها بیشتر از تعداد اعلام شده در پاسخ سؤال که گزینه (۲) است ٬ می باشد . البته در آزمون های سال های گذشته (ان ) گذرا ساز را احتساب نکرده اند هر چند که در درس هفتم زبان فارسی ۳ از آن سخن گفته شده است . اما اگر ان گذرا ساز را هم حساب نکنیم تعداد تکواژها کمتر از ۳۸ خواهد شد.و در نهایت هیچ کدام از گزینه ها صحیح نیست.

جالب این جاست که درست  در سؤال بعدی آمده است :

با افزودن تکواژ گذرا ساز (ان ) به بن مضارع مصدر های ....

به عبارت دیگر درست در سؤال بعدی طراح به ( ان) گذرا ساز و این که یک تکواژ حساب می شود ٬ اعتراف کرده است اما معلوم نیست در سؤال قبلی چه تکواژی را حساب نکرده است؟   

گروه آزمایشی انسانی


*در سؤال ۳ این گروه آزمایشی آمده است:

واژه های کدام گزینه در معنای «بازآمدن ٬غلبه٬ آلت لهو٬ فواید ٬ راهنما ٬ زیر پاگذاشتن »به کار رفته است؟

۱)قدوم ٬ مقهور ٬ منهی ٬ عواید٬ رایزن ٬ تبتل              ۲)قدم ٬ غو٬ ملاهی ٬ عواید ٬ وزیر ٬ پیمودن

۳)قدوم ٬ قهر٬ مُلهی ٬عواید ٬ دستور ٬ سَپردن         ۴)مُقام ٬ خشم ٬ مناهی ٬ عایدی ٬مشاور٬ سپاردن

پاسخ گزینه (۳) است . اما آلت لهو می شود مَلهی و  مُلهی به معنای بذله گو است . و این گزینه نمی تواند پاسخ صحیح باشد.

*در سؤال ۱۱ نیز در بیت:

گرآن شیرین دهن لب را به شکر خنده بگشاید       کف خسرو به خاک تیره ریزد خون شیرین را

طراح شیرین دهن را با شیرین جناس تام گرفته است و به عبارت دیگر به مرکب بودن واژه شیرین دهن توجهی نکرده است که البته چنین اشتباهاتی درسؤال های آزمون سراسری بسیار رایج است .

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390  به قلم  فیروزه سودایی |