یکی از کارهای مثبت و ارزشمند کتاب های فارسی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی توجه به ادبیات جهان است. اگر زمانی کتاب های فارسی دانش آموزان فقط شامل شعر های شاعران معروف مانند: فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و... می شد، امروزه دانش آموزان با برخی از نویسندگان جهان و آثار آنها نیز آشنا می شوند. این آشنایی بسیار ابتدایی و محدود است و گاه در حد معرفی در بخش اعلام کتاب می باشد. اما در همین اندازه نیز جای شکرش باقی است زیرا باعث می شود که دانش آموزان حداقل با نام چند نویسنده معروف و آثار آنها آشنا بشوند و بدانند که کتاب هایی به غیر از آنچه فهیمه رحیمی، نسرین ثامنی، دانیل استیل و... نوشته اند، وجود دارند! کتاب هایی که بی شک ارزش یک بار خواندن را دارند.
یکی از رمان نویسان مشهور جهان، الکساندر دوما( پدر) است که نام دو رمان کنت مونت کریستو و سه تفنگدار وی در مقدمه فصل ادبیات داستانی معاصر کتاب فارسی دوم دبیرستان آمده است. در بخش اعلام همین کتاب نیز گفته شده که وی رمان نویس و نمایشنامه نویس شهیر فرانسوی قرن نوزدهم است و حجم آثار او بالغ بر سیصد کتاب است که از جمله آنها می توان سه تفنگدار، کنت مونت کریستو و لانه سیاه را نام برد.
این در حالی است که الکساندر دوما رمانی به نام لانه سیاه ندارد و احتمالا منظور مؤلفان کتاب، رمان لاله سیاه یا "Tulipe noire La" است که یکی از مشهور ترین آثار الکساندر دوما است و اولین بار یوسف اعتصام الملک ( پدر پروین اعتصامی ) آن را به فارسی ترجمه کرد.
در اینجا خلاصه ای از زندگی الکساندر دوما و رمان لاله سیاه را از نظرتان می گذرانیم.
" الکساندر دوما دولا پاتری" معروف به الکساندر دوما در سال ۱۸۰۳ در شهر کوچک "ویلر هوترت" در ۴۵ مایلی پاریس پا به عرصه وجود نهاد وی پس از اتمام تحصیلاتش چون خطی زیبا داشت، ابتدا در یک دفتر خانه به کار منشیگری پرداخت و سپس منشی یکی از بزرگان آن دوره گشت. الکساندر جزئیات انقلاب کبیر فرانسه را از زبان پدر خود که در قشون "ناپلئون" دارای مقام شامخی بود، شنید و بعد ها در رمان های خود توانست صحنه های مهیج و مخوف آن را با قلم سحر انگیز خود مجسم کند. اسناد، مدارک و یادداشت های خصوصی نیز که در طی سال های مختلف به دستش افتاده بود او را در نوشتن رمان های متعددی که زمینه همه آنها تاریخ فرانسه است، بسیار کمک کرد. الکساندر به دلیل علاقه وافری که به مطالعه داشت به زودی با نویسندگان بزرگ، کتب تاریخی و نمایش نامه های رمانتیک آشنا شد و در همین زمان به نوشتن نمایش نامه پرداخت. سال ۱۸۲۹ اولین اثر او به نام "هانری سوم" در تئاتر فرانسه به نمایش گذاشته شد. این نمایش نامه نام او را بر سر زبان ها انداخت و موجب دوستی او با ویکتور هوگو گردید. الکساندر دوما در حوالی سال ۱۸۴۰ نگارش نخستین رمان تاریخی خود را با عشقی که به فرانسه داشت آغاز کرد و در نهایت در سال ۱۸۴۴ بزرگ ترین و مشهور ترین اثر خود را به نام سه تفنگدار منتشر ساخت.
این نویسنده بزرگ به مدت چهل سال داستان ها، نمایشنامه ها و مقالات و اشعار متعددی منتشر ساخت ولی هیچ یک از آنها از حیث ارزش ادبی با سه تفنگدار قابل مقایسه نیست. وی در پنجم دسامبر ۱۸۷۰ در سن ۶۸ سالگی در خانه پسرش که بعدها یکی از نویسندگان بزرگ شد درگذشت.
آثار دراماتیک او که در زمان خود نیز شهرت بسیار داشت عبارتند از: سه تفنگدار،گردنبند خانم موتسورو، ملکه مارگو،ژوزف بالسامو، پاسداران چهل و پنج گانه، آموری، لاله سیاه، تأثرات سفر،گودال جهنم، خدا وسیله ساز است، تبعید شدگان، ابولهول سرخ، آسکانیو، کنت مونت کریستو و غرش توفان.
لاله سیاه
داستان زندگی انسانی به نام "کورنلیوس ون برن" است که لاله سیاه بی نظیزی را پرورش داده است.اما از بخت بد به زندان می افتد و در مدتی که در زندان است،همسایه بد ذات او ،لاله بی نظیرش را می دزدد، اما درست قبل از این که کورنلیوس اعدام شود، حقیقت آشکار می شود و وی نجات پیدا می کند.
گفته می شود الکساندر دوما این داستان را در مورد وضعیت سیاسی هلند در سال ۱۶۷۲ نوشته است و در نوشتن آن از زندگی واقعی "جان" و "کورنلیوس دوویت" که هر دو به اعدام محکوم شدند، الهام گرفته است.
این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان کس را خبر مکن که کجا می فرستمت
تو پرتو صفایی،از آن بارگاه انس هم سوی بارگاه صفا می فرستمت
باد صبا دروغ زن است وتو راست گوی آن جا به رغم باد صبا می فرستمت
زرین قبا زره زن از ابر سحر گهی کان جا چو پیک بسته قبا می فرستمت
دست هوا به رشتهء جان بر، گره زده است نزد گره گشای هوا می فرستمت
جان یک نفس درنگ ندارد،گذشتنی است ورنه بدین شتاب چرا می فرستمت
این دردها که بر دل خاقانی آمده است یک یک نگر که بهر دوا می فرستمت
غزل "آفتاب وفا"که یکی از غزلیات ساده وروان خاقانی است،در صفحهء۱۱۱کتاب ادبیات فارسی ۳ عمومی به عنوان یکی از نمو نه های ادب غنایی آمده است.
مولفان کتاب در بخش توضیحات ،درشرح بیت ششم این غزل آورده اند:"هوا وهوس خود را به رشته ی جان من گره زده است(ای صبح دم) تو را نزد گره گشای عشق( خدا)می فرستم که مرا از بند هوا وهوس برهاند."
در واقع مولفان کتاب هوا را در این بیت به معنای هوس گرفته و آن را چیزی ناپسند پنداشته اندکه باید به یاری خداوند از دام آن رهایی یافت!
این در حالی است که در بیت اول شاعر،معشوق خود را آفتاب وفا دانسته است ودر بیت سوم نیز آستانه معشوق را بارگاه صفا می داند .شک نیست که به درگاه چنین معشوقی نمی توان با هوا وهوس رفت واز خدا خواست عشق او را که هوا وهوسی بیش نیست از دل بزداید!
از سوی دیگر یکی از معانی هوا،عشق است ودر لغت نامهء دهخدا نیز ذیل لغت هوا به معنای عشق ابیاتی به عنوان شاهد آمده است که از آن جمله می توان به بیت زیر از خاقانی اشاره کرد:
ای به هزار جان دلم،مست وفای روی تو خانهء جان به چار حد،وقف هوای روی تو
و یا این بیت از اسدی :
زمهر تو دیر است تا خسته ام به بند هوای تو دل بسته ام
درپایان به نظر می رسد خاقانی در این بیت می گوید که عشق، او را در کمند خویش اسیر کرده است واکنون از صبح دم می خواهد که به نزد معشوق برودواز عشق پاک وصادقانه شاعر پیامی به وی برساند تا او نیز با وصل خویش خاقانی را از درد هجران برهاند.
این را در اول وبلاگمان آوردیم تا همه بدانند که قصد درس دادن نداریم !چون اولا ما مدرس نیستیم وثانیا این جا را جای درس دادن نمی دانیم.آمده ایم چون فکر می کنیم دراین دنیای مجازی(درحقیقی اش که پیدا نمی شود)باید جایی برای گفتگو و بحث ونظر دربارهء کتاب های ادبیات فارسی آموزش وپرورش به ویژه کتاب های دوره متوسطه وپیش دانشگاهی باشد . جایی برای بیان کردن مشکلات، مباحث بعضا غلط ونا مفهوم کتاب های درسی و البته نکات ظریف وجالب همین کتب. این شد که دست به زانو گرفتیم و گفتیم یا علی !وشروع کردیم .وصد البته امیدواریم که شما دبیران،دانش آموزان و دوستان گرامی در این را ه یاریمان دهید.
راستی"واژیک"در فارسی پهلوی به معنای گفتار است.