تبليغاتX
واژیک
دربخش ادبیات جهان  کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان ۱ درمعرفی سبک ناتورالیسم ٬ آمده است :« از قرن هفدهم به بعد نقاش طبیعت گرا (ناتورالیسم ) نقاشی بود که می کوشید تا شکل های موجود در طبیعت را به طور دقیق تقلید و نقاشی کند»

این در حالی است که ناتورالیسم در نقاشی جایگاهی ندارد  مگر آن که بخواهیم آثار متعلق به هنر بدوی را وابسته به سبک ناتورالیسم بدانیم. نقاش دیرینه سنگی٬ هنگام نقش حیوان بر سنگ ٬یک حیوان واقعی و شبیه به آنچه در طبیعت وجود دارد می کشید . برای او جهان افسانه ها و تصویرها در قلمرو هنر٬ هنوز قلمرو مشخص و منحصری نبود که از جهان و زندگی واقعی جدا باشد. این نوع طبیعت گرایی تا پایان عهد دیرینه سنگی حکمروا بود تا آن که تحول از دیرینه سنگی به "نوسنگی " صورت پذیرفت.

اما آنچه ما به عنوان سبک ناتورالیسم می شناسیم ٬ در سالهای بین  ۱۸۹۰ - ۱۸۸۰ تحت تأثیر فلسفه اگوست کنت رونق یافت.بنیاد ناتورالیسم در ادبیات ٬ در اندیشه های ایپولیت تن  ٬ فیلسوف فرانسوی و مؤلف کتاب فلسفه ی هنر و نیز در نظریات زیست شناختی داروین نهفته است . از دیدگاه تن ٬ انسان محکوم طبیعت است و شرایط آفرینش یک اثر هنری ٬ منوط به نژاد ٬ محیط و زمان است . نژاد از نظر تن به حالات و کیفیاتی بستگی دارد که در فرد ٬ موروثی است . حالات و کیفیاتی که ارتباطی با پرورش و محیط اجتماعی ندارد . انسان ٬ همانند حیوانات دارای انواعی است و هر یک از این انواع ٬ دارای کیفیات مشترکی هستند که با وجود تحولات تاریخی بسیار و دور افتادن از هم ٬ حالات فطری را حفظ کرده اند و اکنون نیز با مشخصه های مشترک شناخته می شوند. تن درباره ی محیط و زمان نیز همین جبر را می پذیرد.

نظریه تنمدتها ادبیات فرانسه وبه تبع آن ادبیات کشورهای اروپایی دیگر را زیر نفوذ قرار داد و مقدمات ایجاد شیوه ی ناتورالیسم را فراهم نمود.

این مکتب  هنری علاوه بر رمان٬ در شعر ٬ تئاتر ٬ سینما ٬ اپرا و حتی به اعتقاد برخی در موسیقی نیز حضور داشته است اما در نقاشی جایگاهی نداشته و به احتمال قوی مؤلف کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان ٬ سبک رئالیسم را در نقاشی با سبک ناتورالیسم اشتباه کرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385  به قلم  فیروزه سودایی |

گمان من بر این  است که آندره ژید که اساس اندیشه اش در مائده های زمینی توجه به نعمات مادی و زیبایی های عینی و طبیعی و هوس ها و غرائز بشری است٬ در طغیان علیه تعالیم مسیحیت که جوانی او را به قول خود وی در زنجیرهای درونی فراوانی به بندکشیده بود و علی رغم این تعالیم ٬ به قرآن که زیبایی ها و نعمت های مادی و طبیعی را می ستاید و به غرائز بشری اهمیت فراوان می دهد ٬ می گراید و اصطلاح مائده های زمینی را از آن گرفته است . وی بیزاری خود را از تعالیم و قیود اخلاقی زاهدانه ای که مسیحیت بر مؤمنان می نهد و اندوهی که ادب رمانتیک می ستاید در سراسر مائده های زمینی آشکار کرده است .

دکتر علی شریعتی٬ مقدمه ی کتاب سلمان فارسی

آندره پاول گیوم ژید (۲۲ نوامبر ۱۸۶۹ - ۱۹ فوریه ۱۹۵۱ ) نویسنده ی مشهور فرانسوی ٬ کتاب مائده

 های زمینی را در سال ۱۸۹۷ پس از بازگشت از آفریقا نوشت . این سفر تغییری ژرف در روح و روان وی به وجود   آورد و از او یک انسان تازه ساخت . 

ژید در خانواده ای پای بند به سنت های مذهب پروتستان پرورش یافت و در سال های نوجوانی و جوانی  تحت تأثیر این سنت ها قرار داشت اما پس از آن که در سن بیست و چهار سالگی به دلیل بیماری به تونس رفت ٬ تغییری عمیق در او به وجود آمد و از بسیاری از قید و بندهای جسمی و روحی رهایی یافت . مائده های زمینی سرچشمه ی همین تحول فکری است .( از همین رو در معرفی مائده های زمینی در کتاب ادبیات فارسی سال دوم متوسطه نیز آمده است که مائده های زمینی زاده ی شور و اضطراب جوانی نویسنده است) وی در این کتاب شادمانی را ستایش می کند و مخاطبان خود را به صید کبوتر وحشی شادی فرا می خواند. 

وی می گوید: «ادبیات ما ٬ بخصوص ادبیات رمانتیک٬ اندوه را ستوده ٬ پرورده و گسترش داده است . شادی امری پیش پا افتاده می نمود که نشان از سلامتی ابلهانه ای داشت و چهره ها به دیدن خنده ی دیگران ٬ درهم کشیده می شد. اندوه معنویت را به انحصار خود درآورده بود و بنابراین از عمق ژرف اندیشی حکایت داشت. »

ونیز می گوید:«از دیر باز شادی به چشم نایاب تر ٬ دشوارتر و زیباتر از اندوه جلوه کرده است . هنگامی که به این کشف نائل شدم ٬ شاید مهمترین کشفی باشد که بتوان در طول زندگی به آن نائل شد٬ شادی برایم نه تنها نیازی طبیعی به شمار آمد بلکه به تعهدی اخلاقی بدل گردید.»

آندره ژید در این کتاب همچون عرفان ایرانی ٬ خداوند را در همه ی موجودات هستی متجلی می بیند و عشق به هستی را مترادف با عشق به خداوند می داند. شاید همین هم ذات پنداری با عرفان ایرانی ـاسلامی باعث شده که کتابش را با قسمتی از آیه ی ۲۲  سوره ی بقره "فاخرج به من الثمرات رزقآ لکم" و مصراعی از حافظ "بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر" آغاز کند . او خود کتابش را "ستایشی از وارستگی " می نامد. 

همان طور که پیش از این گفتیم ٬ بخشی از مائده های زمینی در ادبیات فارسی سال دوم متوسطه آمده است . در این جا تکه های دیگری از این کتاب را می آوریم :

ناتانائیل !آن گاه که لیاقت دریافت خدا را در خویش داشته باشی ٬بدان که او به هزاران شیوه در تو تجلی خواهد کرد.

ناتانائیل ! هر کس به میزانی که در این دنیا می یابد و می فهمد در آن دنیا می بیند و لذت می برد.

ناتانائیل ! بدان که دین شکلی از زیستن نیست بلکه دین جهت زیستن آدمی است.

ناتانائیل! عالمانه دیدن و فیلسوفانه درک کردن و فهمیدن و عاشقانه تجربه کردن و در دادگاه تاریخ به قضاوت نشستن. آری ٬ این است آنچه من از تو می خواهم .

ناتانائیل! اکنون کتابم را به دور افکن . به خود بگو که این ها یکی از هزاران نگرش ممکن در رویارویی با زندگی است . نگرش خود را بجوی . آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو انجام دهد ٬انجام مده٬ آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو بگوید و بنویسد٬ مگو ومنویس . در درون خویش تنها به چیزی دل ببند که احساس می کنی در هیچ جا جز در تو نیست واز خویشتن موجودی بیافرین که جانشینی برایش متصور نباشد.

+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385  به قلم  فیروزه سودایی |