البته باید توجه داشت که حتی در کشور ما نیز در شهر ها و دیارهای مختلف اصوات متفاوتی کاربرد دارد . برای مثال صوت غالب تهرانی ها بویژه زنان تهرانی وا است یا در بابل از صوت اُ.ا "o.a"استفاده
می شود که با توجه به نوع کاربرد به صورت های مختلف ادا می گردد .در زیر برخی از اصواتی که در شهر های مختلف کاربرد دارد و من در در حد توانم پیدا کردم ٬ آمده است.خوشحال می شوم که اگر اشتباه کرده ام تذکر دهید همچنین اگر دیار شما نیز صوت ویژه ی خود دارد ٬ ذکر نمایید.
رشت : او aoo
فیروز کوه :آ A
بیرجند :ووی vuy
کرمانشاه :ای هی ey.hey
اردبیل : وی vi
مشهد :یوک yok
همدان :وی vey
اراک: هی هی hey.hey
ایلام : چا chaa
تبریز :پی peei
بابل :اُ. ا o.a
کازرون:الل alala
فارسان:ووش voosh
شهر کرد:پع.ا pe.a
در کتاب ادبیات فارسی (2)علوم انسانی در دوره پیش دانشگاهی ابتدای شعر ایده آل یا سه تابلوی مریم میرزاده ی عشقی به عنوان نمونه ای از شعر دوران مشروطه آمده و در مقدمه ذکر شده است:« این سروده رامی توان جزء اولین تجربه های نمایش نامه ای شعر فارسی محسوب داشت. »
اما جالب این جاست که از این مسمط بلند که در سه بخش یا به قول شاعر در سه تابلوی شب مهتاب ، روزمر گ مریم و سرگذشت پدر مریم و ایده آل او سروده شده است حتی بیتی در کتاب درسی نیامده که دانش آموزان متوجه جنبه نمایشی این اثر شوندو تنها مقدمه این اثر که در توصیف طبیعت است و البته به دور از هر گونه مشکل شرعی و غیر شرعی! ذکر شده است .
گفتنی است که عشقی همان طور که در کتاب درسی نیز ذکر شده ٬معتقد بود که شعر سه تابلو مریم "دیباچه ادبیات انقلاب " است .وی می گوید:
« این سه تابلو بهترین نمونه ی انقلاب شعری این عصر است و به آن چه پیش من عزیز است قسم که اگر این تابلو ها اثر قریحه ی دیگری بود ، بیش از این ها در حق آن تعریف می کردم چه تا کنون نظیر این منظومه در زبان فارسی تهیه نشده است .شاید هم این طور نباشد و فکر من به غلط رفته است .امیدوارم که تاریخ در آینده صحت وسقم این مدعا را معین نماید . »1
وی درباره ی علت سرودن این شعر نیز می گوید: « در اواسط سنه ی 1342 قمری دبیر اعظم ، فرج الله بهرامی ، رئیس کابینه ی وزارت جنگ به نام مسابقه ی مهم از عموم متفکرین ایران سوال کرد که هر کس ایده آل خود را خوب است بنویسد و در جریده ی شفق سرخ که معتبرترین روزنامه ی آن عهد بود ، چاپ نماید.
از قراری که بعضی ها حدس می زدند نظر آقای دبیر اعظم این بود که غالب نویسند گان ، ایده آل خود را برای ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر به دست سردار سپه بیان نمایند و بعد هم در روزنامه شفق سرخ تحت عنوان" ایده آل" مقالاتی به همین مضمون ها دیده شد. از بنده هم خواستند وبنده سه تابلو ایده آل را ساختم و البته تصدیق خواهید کرد که مفاد ایده آل بنده با منظور آنها مخالفت دارد .همه ی نویسندگان به نثر نوشتندتنها این گوینده به نظم سرودم و در روزنامه شفق سرخ ، سال سوم هم درج گردید . »۲
در اینجا چند بیت از این شعر را که جنبه نمایشی آن آشکار است می آوریم .
(جوان ) سلام مریم مهپاره ( مریم ) : کیست ای وائی ! ( جوان ): منم نترس عزیز از چه وقت این جایی؟
( مریم ): توئی عز یز دلم ، به چه دیر می آیی ! سپس در آن شب مه ، آن شب تماشایی
شد آن جوان برآن ماهپاره جایگزین
دگر بقیه ی احوال پرسی و آداب به ماچ و بوسه به جا آمد ، اندر آن مهتاب
خوش آن که بر رخ یارش نظر کند شاداب لبش نجنبد و قلبش کند : سوال و جواب
(عشقی ) برای من به خدا ، بارها شدست چنین