در انتهای کتاب در توضیح قلیه آمده است:نوعی خوراک از گوشت .
اما آقای سلطانی گردفرامرزی که در کتاب های ادبیات فارسی درسی گذشته نقش مهمی داشتند و اکنون هم در کلاس های کنکور ید طولایی دارند ٬ معتقدند که در این جا قلیه به معنای بخشی است و منظور نویسنده بخشی حلوا بوده است چون غذای گوشتی با حلوا معنی نمی دهد.و به عنوان شاهد هم به لغت نامه ی دهخدا استناد می کنند که در قسمت قلیه آمده است:قلیه کردن یخ و امثال آن ٬ به قطعات خرد شکستن در آب یا به شرابی دیگر
اما به نظر می رسد در این صورت باید گفته می شد :قلیه ای حلوا می خواهد نه قلیه ی حلوا . از سوی دیگر در لغت نامه دهخدا ذیل همین واژه "قلیه ترش" آمده است و می توان قلیه حلوا را نیز به عنوان قلیه شیرین دانست . در لغت نامه دهخدا نیزیکی از معانی حلوا را هر چیز شیرینی گفته است.
برای همین به زعم عده ای مهدی اخوان ثالث ٬ نیما و...یا شعر غیر انقلابی ندارند یا اگر دارند انقدر محدود است که می شود از آنها صرف نظر کرد . و باز به همین دلیل در آموزش و پرورش شعر باغ من اخوان ثالث را بسیاری شعری انقلابی می دانندو معتقدند که پاییز نماد جامعه ستم زده ی دوران شاهنشاهی است . حتی در آزمون سراسری دانشگاه آزاد نیز یک سال درباره ی مفهوم بیت:
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در آغوش پست خاک می گوید
آمده است که منظور از میوه ها٬ انقلابیونی هستند که در رژیم شاهنشاهی به شهادت رسیدند.
البته در این صورت اخوان نه شاعری انقلابی که ضد انقلابی و طرفدار رژیم سابق بوده زیرا جامعه ی ستم زده را زیبا می دانسته !
یا در توضیح این بیت می گویند :
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
ظلم وستم و به تبع آن غم واندوه فضای جامعه ایران را فراگرفته است.
خلاصه با آن که در اکثر کتب کمک آموزشی این شعر را شعری انقلابی و نمادین می دانند من نمی توانم باغ بی برگی اخوان را که :
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها ٬پاییز
یک شعر انقلابی بدانم .