پیش از تو هیچ خدایی راندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند،
ومشکی کهنه بر دوش کشد
وبردگان را برادر باشد
آه ای خدای نیمه شب های کوفۀ تنگ
ای روشن خدا
در شب های پیوستۀ تاریخ
ای روح لیلِِِِِة القدر
حتی اذا مطلع الفجر
بی شک شعر" در سایه سار نخل ولایت" یکی از زیباترین سروده های موسوی گرمارودی است که گزیده ای از آن در کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان آمده است وما در این جا بخشی از آن را به مناسبت میلاد بزرگمرد تاریخ بشریت آورده ایم. هرچند که حضور این شعر زیبا و با شکوه در کتاب های درسی جای بسی خوشوقتی است، اما صد افسوس که سهم رب النوع عشق وعدالت در کتاب های ادبیات دوره متوسطه وپیش دانشگاهی ،تنها دو شعر در سال دوم و خطبه بیست وهفتم نهج البلاغه (خطبه جهاد) در ادبیات عمومی پیش دانشگاهی است و در واقع نوجوانان ما با نامه ها ، کلمات قصار ودرکل نهج البلاغه که از یک سو به قول جرج جرداق فصیح ترین و بلیغ ترین نمونه نثرعرب و از سوی دیگر بهترین راه شناخت امیرالمؤمنان است، آشنا نمی شوند. وبه قول مرحوم دکتر شریعتی براستی که علی تنها است بخصوص در بین شیعیانش !
این در حالی است که ما به عنوان یک انسان ٬ یک مسلمان ومهمتر از همه یک شیعه نیاز به شناخت او داریم . این نیاز هنگامی که دید گاه و روش امیرالمؤمنان را در کنار دیدگاه و روش حکومت دیگران بررسی می کنیم ، بیشتر احساس می شود ٬ چون گاهی اوقات دو دیدگاه در کنار هم، رساتر از هزاران تفسیر، مقدمه چینی و فلسفه بافی است.
برای مثال به این عبارت گوش کنید:«همان طورکه چوپان طبیعت بر گله های خود برتری دارد،رهبران قوم بر مرئوسین خویش برتری دارند .در واقع رهبران قوم نظیر خدایا ن و رعایا نظیر چهارپایان هستند»
آنچه خواندید دیدگاه "کالیگولا" امپراطور خونخوار رم در قرن اول میلادی است. امپراطوری که دلش می خواست تمام مردم رم فقط یک سر داشتند تا او می توانست آن یک سر را با یک ضربه شمشیر قطع کند!سر مردمی که دانشمندترین ومتمدن ترین مردم زمان خود بودندودر کشوری زندگی می کردند که مهد تمدن وعلم بود.
حال بخشی از خطبه ۲۱۴ امیرالمؤمنین را بخوانید.خطبه ای که حضرت خطاب به مردم بدوی و صحرانشین عرب بیان می کند: « با من آن سان که با جباران وستمگران سخن می گویند، سخن نگویید. القاب پر طنطنه برایم به کار نبرید.آن ملاحظه کاری ها و موافقت های مصلحتی که در برابر مستبدان اظهار می دارند، در برابر من اظهار مدارید. با من به سبک سازشکاری معاشرت نکنید. گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود، به من سنگین آید ویا از کسی بخواهم مرا تجلیل وتعظیم کند که هر کس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او نا خوش وسنگین آید، عمل به حق وعدالت بر او سنگین تر است.پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.»
همچنین ویل دورانت درکتاب تاریخ تمدن دربارۀ روش حکومت پادشاهان ایرانی پیش از اسلام می گوید:«کمتر از میان مردم وحتی اعیان مملکت، کسی را جرأت آن بود که از شاه خرده گیری یا وی را سرزنش کند و افکار عمومی در نتیجه ترس و تقیه هیچ گونه تأثیری در رفتار شاه نداشت.هرگاه فرزند کسی را شاه در برابر چشم وی (پدر) با تیر می زد،پدر ناچار در برابر شاه سر فرود می آورد و مهارت او را در تیراندازی ستایش می کرد.»
اما شیوه علی (ع) سازش ، مدارا وشخصیت بخشی به دوست ودشمن بود. تا جایی که زمانی یکی از منافقان با خوشحالی به معاویه اطمینان داد: « معاویه به اطلاعت برسانم که تو ازعلی قویتری و او وسیلۀ قویتر بودناز تو را ندارد. زیرا کسانی که با تو هستند، وقتی سخن گفتی حرفی ندارند وهنگامی دستوری دادی ، چیزی نمی پرسند. وحال آن که اطرافیان علی هنگامی که او چیزی گفت به سخن درمی آیند و به وقت دستور دادن، سؤالها دارند. لذا اندکی از کسانی که با تو هستند٬ بهترند از بسیاری که با او می باشند.»