در کتاب ادبیات فارسی سال اول متوسطه ٬بخشی از سفرنامه ی ناصرخسرو با عنوان سفر به بصره آمده است. در سطر سوم این درس از قول ناصرخسرو آمده : « خورجینکی بود که کتاب در آن می نهادم ٬ بفروختم و از بهای آن درمکی چند٬ سیاه ٬ در کاغذی کردم که به گرمابه بان دهم...»
در خودآزمایی همین درس آمده است : حرف "ک" در خرجینک به چه معنی است؟
گاه از همکاران گرامی می شنوم که "ک " خورجینک را ک تصغیر می گیرند و خورجینک را خورجین کوچک معنی می کنند . باید گفت در اینجا بی ارزش بودن و حقیر بودن خورجین مورد نظر است نه کوچک بودن آن و در واقع این" ک" معنای تحقیر دارد همان طور که درمک نیز به معنای چند درهم ناقابل است و چند درهم کوچک معنی نمی دهد .
در کل تکواژ "ک" هنگامی که به اسم می چسبد معانی متعدد و متفاوتی می تواند داشته باشد که در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم .
ک تصغیر = پسرک ٬ دخترک
ک تحقیر= مردک ٬ زنک « پس زنیکه (زنک) دیوونه شده که این جوری داره خودشو لت و پار می کنه ؟»
(ادبیات فارسی ۳ عمومی ٬ گاو )
ک تحبیب = طوطیک ٬ گلک « بعد از آنش از قفس بیرون فکند طوطیک پرید تا شاخ بلند »
( ادبیات فارسی ۳ اختصاصی ٬ طوطی و بازرگان )
ک تکریم = مامک ٬ بابک « پسر گفتش ای بابک نام جوی یکی مشکلت می بپرسم بگوی »
( ادبیات فارسی ۱ ٬ کدام قبله )
ک تشبیه = عروسک ٬ خرک ( اسبابی در ورزش ژیمناستیک ) ٬ لواشک
ک همراهی = پفک ٬ عینک ٬ نان سنگک٬ بادکنک