تبليغاتX
واژیک - مائده های زمینی
گمان من بر این  است که آندره ژید که اساس اندیشه اش در مائده های زمینی توجه به نعمات مادی و زیبایی های عینی و طبیعی و هوس ها و غرائز بشری است٬ در طغیان علیه تعالیم مسیحیت که جوانی او را به قول خود وی در زنجیرهای درونی فراوانی به بندکشیده بود و علی رغم این تعالیم ٬ به قرآن که زیبایی ها و نعمت های مادی و طبیعی را می ستاید و به غرائز بشری اهمیت فراوان می دهد ٬ می گراید و اصطلاح مائده های زمینی را از آن گرفته است . وی بیزاری خود را از تعالیم و قیود اخلاقی زاهدانه ای که مسیحیت بر مؤمنان می نهد و اندوهی که ادب رمانتیک می ستاید در سراسر مائده های زمینی آشکار کرده است .

دکتر علی شریعتی٬ مقدمه ی کتاب سلمان فارسی

آندره پاول گیوم ژید (۲۲ نوامبر ۱۸۶۹ - ۱۹ فوریه ۱۹۵۱ ) نویسنده ی مشهور فرانسوی ٬ کتاب مائده

 های زمینی را در سال ۱۸۹۷ پس از بازگشت از آفریقا نوشت . این سفر تغییری ژرف در روح و روان وی به وجود   آورد و از او یک انسان تازه ساخت . 

ژید در خانواده ای پای بند به سنت های مذهب پروتستان پرورش یافت و در سال های نوجوانی و جوانی  تحت تأثیر این سنت ها قرار داشت اما پس از آن که در سن بیست و چهار سالگی به دلیل بیماری به تونس رفت ٬ تغییری عمیق در او به وجود آمد و از بسیاری از قید و بندهای جسمی و روحی رهایی یافت . مائده های زمینی سرچشمه ی همین تحول فکری است .( از همین رو در معرفی مائده های زمینی در کتاب ادبیات فارسی سال دوم متوسطه نیز آمده است که مائده های زمینی زاده ی شور و اضطراب جوانی نویسنده است) وی در این کتاب شادمانی را ستایش می کند و مخاطبان خود را به صید کبوتر وحشی شادی فرا می خواند. 

وی می گوید: «ادبیات ما ٬ بخصوص ادبیات رمانتیک٬ اندوه را ستوده ٬ پرورده و گسترش داده است . شادی امری پیش پا افتاده می نمود که نشان از سلامتی ابلهانه ای داشت و چهره ها به دیدن خنده ی دیگران ٬ درهم کشیده می شد. اندوه معنویت را به انحصار خود درآورده بود و بنابراین از عمق ژرف اندیشی حکایت داشت. »

ونیز می گوید:«از دیر باز شادی به چشم نایاب تر ٬ دشوارتر و زیباتر از اندوه جلوه کرده است . هنگامی که به این کشف نائل شدم ٬ شاید مهمترین کشفی باشد که بتوان در طول زندگی به آن نائل شد٬ شادی برایم نه تنها نیازی طبیعی به شمار آمد بلکه به تعهدی اخلاقی بدل گردید.»

آندره ژید در این کتاب همچون عرفان ایرانی ٬ خداوند را در همه ی موجودات هستی متجلی می بیند و عشق به هستی را مترادف با عشق به خداوند می داند. شاید همین هم ذات پنداری با عرفان ایرانی ـاسلامی باعث شده که کتابش را با قسمتی از آیه ی ۲۲  سوره ی بقره "فاخرج به من الثمرات رزقآ لکم" و مصراعی از حافظ "بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر" آغاز کند . او خود کتابش را "ستایشی از وارستگی " می نامد. 

همان طور که پیش از این گفتیم ٬ بخشی از مائده های زمینی در ادبیات فارسی سال دوم متوسطه آمده است . در این جا تکه های دیگری از این کتاب را می آوریم :

ناتانائیل !آن گاه که لیاقت دریافت خدا را در خویش داشته باشی ٬بدان که او به هزاران شیوه در تو تجلی خواهد کرد.

ناتانائیل ! هر کس به میزانی که در این دنیا می یابد و می فهمد در آن دنیا می بیند و لذت می برد.

ناتانائیل ! بدان که دین شکلی از زیستن نیست بلکه دین جهت زیستن آدمی است.

ناتانائیل! عالمانه دیدن و فیلسوفانه درک کردن و فهمیدن و عاشقانه تجربه کردن و در دادگاه تاریخ به قضاوت نشستن. آری ٬ این است آنچه من از تو می خواهم .

ناتانائیل! اکنون کتابم را به دور افکن . به خود بگو که این ها یکی از هزاران نگرش ممکن در رویارویی با زندگی است . نگرش خود را بجوی . آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو انجام دهد ٬انجام مده٬ آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو بگوید و بنویسد٬ مگو ومنویس . در درون خویش تنها به چیزی دل ببند که احساس می کنی در هیچ جا جز در تو نیست واز خویشتن موجودی بیافرین که جانشینی برایش متصور نباشد.

+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385  به قلم  فیروزه سودایی |