پیش و پسی بست صف کبریا پس شعرا آمد و پیش انبیا
در کتاب ادبیات فارسی ۲ علوم انسانی در دوره ی پیش دانشگاهی ٬ بخشی از کتاب عالم آرای عباسی درباره شاعران آمده و در آن فضای کلی شعر دوره صفویه و شعر چند شاعر این دوران آورده شده است .
در ابتدای این درس بیتی از نظامی آمده است که در بالا ذکر شد و در ادامه آمده :
از طبقه علیّه ی شعرا که ناظمان مناظم سخن پیرایی و پیرایه بندان سلسله ی معنی آرایی اند در آن هنگام در اردوی معلّا و ممالک محروسه ٬ شاعران سخنور و سخنوران بلاغت گستربی شمار بودند . در اوایل حال خضرت خاقانی جنت مکان (شاه عباس اول) ٬ توجه تمام به حال این طبقه بود . ...و در اواخر ایام حیات که در امر معروف ونهی از منکر مبالغه ی عظیم می فرمودند چون این طبقه را از صلحا و زمره ی اتقیا نمی دانستند ٬ زیاده توجهی به حال ایشان نمی فرمودند و راه گذرانیدن قطعه و قصیده نمی دادند .
این درس را که می دادم بچه ها بار دیگر این سوال تکراری بی جواب را مطرح کردند که بالاخره شاعر کیست؟ و شعر چیست؟ قرار شد این بار از زبان خود شاعران و ادیبان به این سوال پاسخ دهیم . امشب کمی در بین دفتر های جدید و قدیمی ام گشتم واین عبارات و ابیات را پیدا کردم .البته مطمئنم که بچه ها مطالب جالبتری را پیدا کرده اند .
اول کسی که در عالم شعر گفت ٬ آدم بود . وسبب آن بود که هابیل مظلوم را قابیل مشؤوم بکشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد و در مذمت دنیا ودر مرثیه ی فرزند ٬ شعر گفت .
تذکره الشعرا
شعر ٬ تصویر شناخته شده ای ندارد .نمی توان سن او را حدس زد . ریشه اش رانمی توان شناخت .هیچ کس نمی داند از کجا می آید و با چه گذرنامه ای سفر می کند ....شعر رقص با کلمات است که من آن را دوباره تکرار می کنم .شعر ٬ یعنی رقص با تمام اجزای درون . یعنی رقص با تمام لایه های ظاهری و پنهانی درون ....شاعر در شعرش به شکل اجباری حضور دارد .شاعر در شعرش محصور است همچنان که ماهی در جغرافیای آبی اش زندانی است و نه راه پس دارد و نه راه پیش.
نزار قبانی
شعر ارکستر پر هیجانی است که در آن آواز طبیعت و بشر و حوادث به هم آمیخته است.
ویکتور هو گو
شعر عبارت است از مقدار زیادی شادی ٬ رنج و سر گشتگی به اضافه ی مقدار کمی لفظ و لغت .
جبران خلیل جبران
شعر آن موسیقی است که هر کس درون خود دارد .
شکسپیر
شعر واقعی شعری نیست که همه آن را بفهمند بلکه شعری است که همه آرزوی فهمیدن آن را داشته باشند . ... شعر های ابتدایی برای شاعر ٬ مثل دندان های شیر برای کودک است٬ لق! اما راه گشا ی دندان های محکمی که بعد ها می رویند .
سید حسن حسینی
اگر نوشته ای را بخوانم که خون در رگهایم منجمد کند چندان که هیچ آتشی نتواند گرمم کند ٬ آن نوشته را شعر خواهم دانست . اگر نوشته ای بخوانم و دیگر سرم را بر گردنم احساس نکنم٬ یقین خواهم کرد آنچه خوانده ام شعر بوده است . اینها تنها راه های شناسایی شعر است .
امیلی دیکنسون
در شعر ٬ مصراع نخستین٬ هدیه ی خدایان است .
پل والری
دست خدا مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت ...
بعد از مدتي به خدا گفتم : به عنوان پروردگار دوست داري كه بندگانت چه درسهائي در زندگي بياموزند ؟
خدا پاسخ داد :
* اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد . تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند .
* اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست كه خودشان را با ديگران مقايسه كنند .
* اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند .