آخ ٬ وای ٬ آه ٬ به ... زیاد به کارشان می بریم .اصوات را می گویم .صوت هایی که دلیل بر اندوه ٬ شادی ٬ افسوس ٬ شگفتی و سایر حس های درونی ماست وبه قول دستور دان ها یک جمله است چون منظور گوینده را بخوبی به مخاطب منتقل می کند . در ادبیات نمایشی گفته می شود که استفاده از صوت بهترین راه برقراری ارتباط با تماشاگر است زیرا در بین همه جوامع بشری حس مشترکی را ایجاد می کند .به عبارت دیگر نمایش نامه ای که در آن از صوت بیش از واژه ها استفاده شود ٬ موفق تر است چون واژه ٬ جامعه ی زبانی خاص دارد اما صوت جامعه زبانی خاصی ندارد یا حداقل جامعه زبانی آن بسیار گسترده تر است .براستی نیز وقتی از زبان نگاه یا اشاره بگذریم ٬ صوت بهتر از هر زبان دیگری حس درونی انسان را منتقل می کند.
البته باید توجه داشت که حتی در کشور ما نیز در شهر ها و دیارهای مختلف اصوات متفاوتی کاربرد دارد . برای مثال صوت غالب تهرانی ها بویژه زنان تهرانی وا است یا در بابل از صوت اُ.ا "o.a"استفاده
می شود که با توجه به نوع کاربرد به صورت های مختلف ادا می گردد .در زیر برخی از اصواتی که در شهر های مختلف کاربرد دارد و من در در حد توانم پیدا کردم ٬ آمده است.خوشحال می شوم که اگر اشتباه کرده ام تذکر دهید همچنین اگر دیار شما نیز صوت ویژه ی خود دارد ٬ ذکر نمایید.
رشت : او aoo
فیروز کوه :آ A
بیرجند :ووی vuy
کرمانشاه :ای هی ey.hey
اردبیل : وی vi
مشهد :یوک yok
همدان :وی vey
اراک: هی هی hey.hey
ایلام : چا chaa
تبریز :پی peei
بابل :اُ. ا o.a
کازرون:الل alala
فارسان:ووش voosh
شهر کرد:پع.ا pe.a
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386  به قلم فیروزه سودایی
|