در انتهای کتاب در توضیح قلیه آمده است:نوعی خوراک از گوشت .
اما آقای سلطانی گردفرامرزی که در کتاب های ادبیات فارسی درسی گذشته نقش مهمی داشتند و اکنون هم در کلاس های کنکور ید طولایی دارند ٬ معتقدند که در این جا قلیه به معنای بخشی است و منظور نویسنده بخشی حلوا بوده است چون غذای گوشتی با حلوا معنی نمی دهد.و به عنوان شاهد هم به لغت نامه ی دهخدا استناد می کنند که در قسمت قلیه آمده است:قلیه کردن یخ و امثال آن ٬ به قطعات خرد شکستن در آب یا به شرابی دیگر
اما به نظر می رسد در این صورت باید گفته می شد :قلیه ای حلوا می خواهد نه قلیه ی حلوا . از سوی دیگر در لغت نامه دهخدا ذیل همین واژه "قلیه ترش" آمده است و می توان قلیه حلوا را نیز به عنوان قلیه شیرین دانست . در لغت نامه دهخدا نیزیکی از معانی حلوا را هر چیز شیرینی گفته است.