آنچه آمد بخشی از تمهیدات عین القضات همدانی است که در کتاب ادبیات فارسی ۲ دوره پیش دانشگاهی علوم انسانی در بخش عرفان و تصوف ذکر شده است .
همان طور که می بینیم عین القضات در این عبارت عشق را به سه نوع یا سه درجه تقسیم کرده است و عشق صغیر و کبیر را توضیح داده است ٬ اما عشق میانه را ناگفته باقی گذاشته و معتقد ایت که درک آن برای هرکس امکان پذیر نیست .راستی این عشق میانه چیست که عین القضات از بیان واضح آن خودداری کرده است؟
یکی از کتاب های کمک آموزشی این عشق را عشق بندگان خاص خدا به خداوند گرفته است ٬اما در این صورت عشق میانه ٬ گونه ای از عشق صغیر می شود ونمی توان آن را تقسم بندی جدیدی در کنار عشق صغیر و کبیر قرار داد .دوستی نیز معتقد بود که این عشق همان عشق زمینی یا عشق انسانها به یکدیگر است که به نظر عین القضات به یاری آن می توان به عشق حقیقی و الهی رسید و دلیل این که عین القضات از توضیح آن خودداری کرده فضای اجتماعی آن زمان و تعصبات حاکم بر جامعه بوده است که عین القضات و بسیاری از عرفای دیگر را به سکوت وادار می کرد.
راستی نظر شما چیست؟ به نظر شما عشق میانه کدام عشق است؟