راستش از کلاس او بیشتر از کلاس های درس خودمان ٬ادبیات می آموختم که با زبان و ادبیات فارسی و ظرفیت های آن بخوبی آشنا بود و این را می شود از نمایش نامه هایش نیز بخوبی فهمید .
رادی در انتخاب واژه ها و دیالوگ ها دقت و ظرافت ویژه ای به کار می برد تا جایی که برخی از منتقدان معتقدند کارهای او بیش از آن که برای اجرا بر روی صحنه مناسب باشد ٬ مناسب مطالعه و اجرای رادیویی است و چندان نیز بیراه نمی گویند که رادی خالق دیالوگ هایی زیبا و پیراسته است و در نمایش نامه هایش حرکت حضوری ملموس و حیاتی ندارد .
و اکنون او رفته است .هنرمندی آرام و عمیق که در اکثر قریب به اتفاق آثارش هوای مه آلود و بارانی رشت را می توان استشمام کرد.هنرمندی که دغدغه ی او دغدغه ی روشنفکران نسلش بود و شخصیت مثبت بیشتر نمایش نامه هایش روشنفکری بود که دلش از این زندگی عفن گرفته و می خواهد در هوایی آزاد و سالم نفس بکشد٬ قهوه اش را بخورد و در کنار شعله های آتش به موسیقی کلاسیک گوش بدهد والبته گاه نیز رادی او را نقد می کند که فقط اهل حرف است و مرد عمل نیست و زندگی را از پشت شیشه می بیند .
نمی دانم در رثای او چه باید گفت ؟ می دانم که یکی از بزرگترین نمایش نامه نویسان ایران را از دست دادیم .من هنوز نمایش نامه ای ایرانی بهتر از مرگ در پاییز نخوانده ام و می دانم دیگران نیز می پذیرند که اگر این اثر بهترین نیست حداقل یکی از بهترین هاست. خودش نیز هنرمندی بزرگ بود با دانشی قابل توجه ٬ صدایی آرام و لبخندی دلنشین که می توانست به تو آرامشی خاص ببخشد .به قول رکن الدین خسروی٬ کارگردان موفق روزگاران گذشته٬ "آثاررادی شعری جاری بر صحنه نمایش است.آثار رادی چون خود رادی است.انسانی متضاد٬انسانی حقیقی. اقیانوسی عمیق و آرام ٬ زیبا و با عظمت و در ژرفای آن صلابت توفان"