در ادب فارسی ٬شاعران و نویسندگان ٬ دلپذیرترین ٬ زیباترین و شکوه مندترین وصف ها و تصویر نگاری ها را در سروده ها و نوشته های خویش آورده اند.  

این جمله را که در کتاب درسی می خوانیم بچه ها به من چشم می دوزند و منتظرند تا دلیل قانع کننده ای برایشان بیاورم .

گاه به نوشته های کتاب استناد می کنم و زمانی از اطلاعات نیم بند خودم کمک می گیرم و نمونه هایی از توصیفات زیبا درنثر و به ویژه در  شعر فارسی را  بیان می کنم اما هر چه فکر می کنم می بینم توصیفات هنرمندان ما یا از طبیعت دست یافتنی و نزدیک به محل زندگی آنها بوده است یا از دور دستی بر آتش داشتند و دور نمایی از طبیعت وحشی و صد البته بسیار دیدنی را ارائه داده اند .

برای مثال کوه را در نظر بگیرید .چقدر شعر در توصیف کوه داریم ؟ جز سهراب من شاعری را در خاطر ندارم که با کوه در گیر شده باشد و شعری با این نگاه سروده باشد ( البته شاید شاعر کوهنورد داشته باشیم اما من شعری جالب توجه در این زمینه نشنیده ام) این در حالی است که دیدن  طبیعت از فراز قله ها براستی چیز دیگری است و من نمی توانم بپذیرم که شاعری بر فراز قله ی سبلان ٬ دماوند ٬ علم  یا صدها قله جالب دیگر رفته باشد و حسی شاعرانه قلقلکش نداده باشد .قله های که هیچ یک شبیه دیگری نیست و گستره ی پیش رو نیز هریک لطف و جاذبه ی خود را دارد 

 امسال در تعطیلات نوروزی وقتی بر فراز قله تفتان ایستاده بودم و به بخارات و گازهای متصاعد از دهانه این کوه نگاه می کردم که  سفید و پیچان به سرعت بیرون می آمد و در دل آسمان محو می شد ٬ بار دیگر افسوس خوردم که ای کاش هنرمندان  ما دستی به زانو می گرفتند و قدم رنجه میکردندتا این زیبایی وحشی را ببینندوآن را دست مایه ی آثار خویش سازند!

باور کنید که رودخانه های وحشی ٬ بلندای کوهها و آبشارهای یخی می توانند المان های تازه ای برای یک هنرمند داشته باشند .المان هایی تازه تر از گل و بلبل و سبزه و درخت ! 

.

*عکس بالای پست قله تفتان و گاز متصاعد از دهانه آن را نشان می دهد که از دور چون ابر یا دودی به چشم می خورد وعکس پایین دریاچه سبلان در نزدیکی قله سبلان است.