آیا می شود همه را بخشید؟
داستان یاد شده از درس سیرت مولانا در کتاب ادبیات فارسی عمومی دوره ی پیش دانشگاهی است .تنها در همین کتاب در چهار درس نیایش (صحیفه سجادیه ) ٬ من این همه نیستم (کشف المحجوب) ٬ چند حکایت از اسرار التوحید و سیرت مولانا( پله پله تا ملاقات خدا) به وضوح از گذشت و فروتنی و اهمیت آن سخن گفته شده است .این که مسلمانان حقیقی و راستین اهل عفو و گذشت بودند و سخن و رفتار نا اهلان آنها را دچار خشم نمی کرد .
همیشه فکر می کردم گذشت کار فوق العاده ای نیست چرا که در بیشتر داستان ها و نمونه های ذکر شده برای نشان دادن گذشت ٬ بزرگ یا عارفی از گناه یا اشتباه یک دشمن ٬مخالف یا یک انسان نادان می گذرد .به عبارت دیگر به ضدیت ٬ حسادت یا حماقت کسی اطمینان داشته و از خطای اوگذشته است .کاری که چندان دشوار به نظر نمی رسد .
اما روزگار به من نشان داد که گاه طرف مقابلت نه یک دشمن که یک دوست است . دوستی یک رنگ و مخلص .دوستی که به صداقت و ژاکی اش ایمان داری . براستی اگر خواهر یا برادرمان ٬ دوست صمیمی مان در زمانی که انتظارش را نداشتیم خنجرمان زد چه خواهیم کرد؟ به راحتی می گذریم؟می پذیریم که انسان جایز الخطاست و از سر تقصیرش می گذریم و دلمان را با اوصاف خواهیم کرد؟
روایت داریم که اگر خواهر یا برادر مسلمانت بر خوردی کرد که خلاف اصول و معیارهای انسانی یا اسلامی بود ٬ سعی کن در دلت بهانه ای برای برخورد نادرست او بیاوری و اورا ببخشی .اگر بهانه اول را نتوانستی بپذیری بهانه تازه ای برای کار یا سخنش در نظر بیاور و این کار را تا هفتاد بار تکرار کن .اگر دیدی که بعد از هفتاد بهانه باز هم کارش به نظرت نا درست بود و نتوانستی او را ببخشی به قلب خودت رجوع کن قلبی که سنگ شده زیرا خواهر یا برادر ایمانی ات هفتاد دلیل به خاطر کارش برای تو آورد و تو باز از او نپذیرفتی!
این روایت در سرزمینی و در میان مردمی آمده است که فقط ۸۵۰ واژه برای کلمه ی شمشیر دارند و پیش از آمدن دین مبین اسلام٬ دو قبیله ۴۰ سال بر سر یک شتر با یکدیگر جنگیدند.
در کتاب مصباح الشریعه منسوب به امام صادق علیه اسلام آمده است : حقیقت عفو این است که شخص گناهکار را چشم پوشی و اغماض کرده و به ظاهر او را ملزم به خطا و گناهش ننمایی و از آنچه به تو رسیده است از اهانت و ضرر و ناراحتی٬ از باطن و قلب ببخشی و اضافه بر اینها او را نیکویی و خوبی روا بداری.
و باز از قول امام می فرماید: هر گز کسی نتواند به مقام حقیقی عفو برسد٬ مگر آن که پروردگار متعال گناهان گذشته و آینده ی او را عفو فرماید و او را به خلعت کرامت و برگزیدگی خود زینت دهد و از پرتو نور مبارک خود او را بپوشاند.
من چنین کاری را بسیار سخت و دشوار می دانم . این که بتوانی از صمیم قلب کسی راببخشی که به او اعتماد داشتی و در فعالیت های اقتصادی ٬ اجتماعی ٬ اعتقادی یا عاطفی به او تکیه کرده بودی و او دیوار اعتمادت را فرو ریخت و قلبت را شکست . اما این را نیز خوب می دانم که هیچ فرد خشمگین و برانگیخته ای تا زمانی که نبخشد به آرامش نخواهد رسید .