با پیر پرنیان اندیش (خاطرات هوشنگ ابتهاج)
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
این بیت مطلع غزلی معروف از هوشنگ ابتهاج(ه. سایه ) است که در کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان آمده است . و من نمی دانم چرا خیلی دوستش ندارم . شاید چون در کتاب درسی آمده است!!!
ابتهاج را خیلی نمی شناختم . می دانستم غزلسرایی سرآمد است و می دانستم قبل از انقلاب ٬ مدتی رئیس شورای موسیقی رادیو بوده است اما چندی پیش کتاب "پیر پرنیان اندیش " را عزیزی به رسم هدیه برایم آورد . از آن کتاب هاست که نمی شود راحت کنار گذاشت و مرا غرق خودش ساخت .
حرف هایش جالب است و خاطراتش خواندنی . گاه تند و غیر منطقی جلو می رود و با برخورد احساسی اش به همه کس و همه چیز می تازد و زمانی نگاهش بسیار زیبا و دوست داشتنی است یا اطلاعاتی جالب در اختیارت می گذارد . هر چه باشد او اطلاعات خوبی درباره خیل عظیمی از شاعران معاصر ٬ موسیقی دانان ٬ نوازندگان و خوانندگان دارد . در ضمن با شاعران مشهور و دیرینه ما نیز آشناست و تصحیح حافظ او زبانزد بسیاری از بزرگان است .
اما آن چه من را بر نوشتن این پست واداشته نه حرف های او درباره شاعران و ادیبان بلکه نگاه او به معنویت یا ارزش های معنوی است . نگاهی که از سوی یک توده ای و متعهد به حزب توده ایران بسیار خواندنی است.
"میلاد عظیمی " مولف کتاب پیر پرنیان اندیش در صفحات ۴۶۵ و ۴۶۶ می نویسد که در این جا با تلخیص می نویسم .
ماه رمضان است و دم افطار . تلویزیون " ربنا" ی استاد شجریان را پخش می کند . سایه از همان " ربنا" ی اول منقلب می شود . به خود می پیچد ...اشک از چشمش می جوشد.
آرامتر که می شود ٬ با چشم و چهره ای سرخ و صدایی که هنوز هیجان دل بی قرارش را بازتاب می دهد ٬ می گوید :
این کاریه که می تونی دست بگیری و ببری به تمام کشورهای عربی و با افتخار بگی ٬ اگه می تونین مثل این بخونین ...این کار نظیر نداره آقای عظیمی ! شاهکار بزرگ شجریانه .......
چه صدای حیرت آوری ! اصلاْیه صدای زمینی نیست ....یک نوازشی توش هست٬انگار داره با خدا معاشقه می کنه ٬ همه نیازهای بشری تو این صدا هست . .......
یه چیزی در درون ما هست که نمی شه ازش منصرف شد. من با خودم خیلی روراستم . از خودم سوال می کنم ٬ چند درصد به خاطر زیبایی صدای شجریانه که وقتی " ربنا " می خونه ٬ تو خوشت می آد ؟ چه در صدی ٬ اون توها در درون تو یه چیز دیگه هست ٬ که به تو لذت می ده ؟
مغز من می گه : « چو رفتی رفتی » اما آدم همه چیزش تو مغزش نیست ٬ تو منطقش نیست . دیدید که وقتی ربنا رو گوش می کردم ٬ داشتم دیوانه می شدم . خب این چیه؟ ... من خودم و گول نمی زنم و نمی گم فقط زیبایی و قدرت این صداست . بله ٬ این هست ولی همه این نیست.
یه نیاز عمیق انسانی هست که مذهب بهش پاسخ می ده و واسه همین هم مذهب برقرار مونده . حتی آدمهایی که به این حرفها اعتقاد ندارن یه چیزهایی دیگه رو جانشینش می کنن .
استاد شجریان می خواند « ربنا افرغ علینا صبرا...» و سایه باز به گریه می افتد .