یکی از همکاران گرامی پیام خصوصی زیر را برایم فرستاده است .

در هنگام تدریس غزل حافظ با مطلع (ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر/ بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر)در کتاب ادبیات عمومی سال چهارم دبیرستان، که امسال در کتاب گنجانده شده، روی بیت (تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد / هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر) نکاتی به دهنم رسید که بهتر دیدم با شما در میان بگذارم و  نظرات شما را هم بدانم

1 - در ترکیب (می صبوح) که به معنی شراب صبحگاهی است، چرا حافظ مخاطب خود را از نوشیدن آن منع می کند؟ مگر شراب صبحگاهی سبب نشاط نمی شود؟

از ظاهر کلام بر می آید که نباید از جنبه ی عرفانی به آن نگریست و اگر بخواهیم از دید عرفانی به آن بنگریم با شکر خواب چه ارتباطی ممکن است داشته باشد؟

2 – «می» نوشی صبحگاهی چه سابقه و دلیلی دارد؟

3 – آیا حافظ در جایی دیگر هم به چنین چیزی اشاره داشته است یا نه؟


گفتم در حد استطاعتم  در این باره بنویسم

من نیز اعتقاد دارم در این بیت ٬حافظ به می صبوح نگاه مثبتی ندارد و منظور او از می صبوح و شکر خواب ٬ لذات دنیوی است که فرد را از توجه به عمر گرانمایه باز می داردو غرق بطالت می کند .

اما می نوشی صبحگاهی یا به گفته ای " ثلاثه غساله " سابقه ای طولانی دارد . در لغت نامه دهخدا از قول غیاث اللغه آمده است : « ثلاثه غساله٬  سه پیاله شراب است که به وقت صبح نوشند و آن شوینده غم ها و شوینده فضول تن و مزیل (زایل کننده ) کدورت بشریات ( پوست ) باشد. »

در شعر حافظ نیز آمده است :

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود           وین بحث با ثلاثه غساله می رود