« زبان روان٬توصیف صادقانه ی دنیای عاطفی شاعر٬ تصویرهای بدیع و تازه٬ غافلگیری هایی شاعرانه (آشنایی زدایی )٬ُ ترکیب و موسیقی شعر و.... بر شکوه و تأثیر شعر صدای پای آب افزوده است »

آنچه خواندید در کتاب زبان و ادبیات فارسی عمومی سال چهارم در معرفی شعر سهراب آمده است . اما منظور از آشنایی زدایی چیست ؟

اکثر کتاب های کمک آموزشی در این زمینه سخنی نگفته اند و به قول معروف در توضیح آشنایی زدایی زیر آبی رفته اند . یکی از کتاب ها ی کمک آموزشی معروف نیز نوشته است که آشنایی زدایی یعنی چیزی بگویی برخلاف حرف هایی که تا کنون زده شده است و به عنوان مثال به غزل "آفتاب وفا" ی خاقانی اشاره کرده است که می گوید:

باد صبا دروغ زن است و تو راستگوی              آنجا به رغم باد صبا می فرستمت

که خاقانی در این شعر برخلاف سایر شعرا بادصبا را پیغامبر نمی داند.

اما آیا مفهوم آشنایی زدایی که به گفته ای اولین بار در ایران دکتر شفیعی کدکنی  مطرح کرده است ٬ به این محدود می شود؟ در این صورت بسیاری از تعبیرات سهراب در این مقوله نمی گنجد چون نگاهی متفاوت با دیگر شاعران ارائه نکرده است.  

در کتاب فرهنگ ادبیات فارسی نوشته محمد شریفی در توضیح این اصطلاح آمده است :

«آشنایی زدایی یا بیگانه سازی در ادبیات و هنر ٬به شگردی اطلاق می گردد که با استفاده از آن ٬ نویسنده یا هنرمند در اثر خود به گونه ای نامعمول به اشیاء و ژدیده ها می نگرد و بدین ترتیب سعی بر آن دارد تا نگاهی نو به اطراف خود بیندازد ....این شگرد اقسام مختلف دارد و اگر چه در دوران معاصر نامی برای خود یافته ٬ از دیر باز مورد استفاده بوده است و در ادبیات فارسی بی سابقه نیست.

در این میان سهراب سپهری فراوان از این شگرد استفاده کرده است و به عنوان مثال می توان به ترکیباتی مثل « هندسه ی دقیق اندوه » یا « سجود سبز محبت» یا این قطعه اشاره کرد:

خانه هاشان پر داوودی بود / چشممان را بستیم / دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش / جیبشان را پر عادت کردیم

....این اصطلاح را نخستین بار " ویکتور شکلوفسکی " منتقد روس ( ۱۸۹۳ تا ۱۹۷۵ میلادی ) و نماینده ی نخستین گروه فرمالیست های روس به کار برد و اعتقاد داشت که اساساْ وظیفه ی هنر ٬ ناآشنا کردن چیزها یا به عبارت دیگر پیچیده کردن چیزها و دور ساختن آنها از حوزه ی عادت و روزمرگی است .»