یکی از مشکلات کتاب های زبان فارسی دوره متوسطه وجود درس های زبان شناسی در این کتاب هاست . علمی که به معنایی٬ هنوز دوران کودکی خودرا در جهان طی می کند و در کشور ما انصافا نوزادی بیش نیست! حضور این علم نوپا در کتاب های درسی( در سطحی نسبتا گسترده و البته بی حساب و کتاب)  موجب سردر گمی دانش آموزان ٬ معلم های ادبیات و حتی خود مؤلفان کتاب زبان فارسی شده است .

اما نباید از حق گذشت که دروس زبان شناسی خالی از لطف هم نیست و به دانش آموزان نگاهی تحلیل گر می بخشددر واقع همین که دانش آموز برای یافتن تعداد تکواژها یا ساختمان یک واژه به ریشه یابی آن می پردازد و گاه مجبور می شود به فرهنگ های لغت سر ی بزند جای شکرش باقی است.

ما معلم ها نیز کمی بیشتر بر روی ریشه لغات و معانی واژه ها  در گذشته و حال حساس شده ایم .برای مثال مبحثی در کتاب زبان فارسی سوم متوسطه آمده است که در آن به بررسی وضعیت واژگان در گذر زمان می پردازد و می گوید که واژگان در گذر زمان ازبین می رود  ٬ تغییر معنا می یابد٬ در حین حفظ معنای قدیم معنای جدید می گیرد و یا این که با همان معنا در زبان حضور خواهد داشت.

 این مبحث مرا نسبت به برخی از واژه ها که ریشه ی شان برایم مجهول بود حساس کرد و در نهایت اطلاعاتی درباره ی برخی از این واژه ها به دست آوردم که خالی از لطف نیست.  البته باید بگویم که اطمینان کامل نیز به درستی این اطلاعات ندارم .

آیا می دانید اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها  يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامه ی  ما شده است؟

برای نمونه می توانید به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش به هم ريخته است.

  هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که تلفظ برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد تلفظ اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژه ی  مسخره آميز را براي هر واژه و  عبارت نچسب و نامفهوم ديگر  (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

  چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.


فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و به آن بوستوني مي‌گفته‌اند.

 
اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژه ی فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.


لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به فاحشه ی  کم‌بها يا فاحشه ی  نظامي مي‌گفتند.


نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.